برش هاپنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۴

معرفی و بررسی کتاب سه روایت از یک مرد؛ نگاهی به مجاهدت های شهید سید حسین علم الهدی

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

سه روایت از یک مرد

نویسنده: محمد رضا بایرامی

ناشر: نشر هویزه با همکاری نشر شاهد

نوبت چاپ: اول، ۱۳۹۴

تعداد صفحات: ۱۹۶ صفحه

این کتاب توصیف حماسه و مبارزه شهید سید حسین علم الهدی از نگاه دشمنان و دوستان ایشان می باشد.

هم چنان که از اسم کتاب پیداست، سه نفر از کسانی که ارتباط مستقیمی با این شهید داشته اند، به روایت ایشان از دریچه نگاه خود پرداخته اند.

روایت اول، روایت «روح الله معبر» شکنجه معروف ساواک در شهر اهواز می باشد. این روایت ۴۲ صفحه می باشد و به مبارزات شهید علم الهدی در سال های قبل از انقلاب و تعقیب و گریزی که با ساواک داشته می پردازد.

روایت دوم ، روایت یکی از نزدیک ترین یاران شهید علم الهدی که از حوالی سقوط رژیم ستم شاهی با ایشان بوده اند، می باشد. این روایت که عمده صفحات کتاب را به خود اختصاص داده است، روایتی است از ابتدای تحرکات مرزی عراق قبل از شروع رسمی آن در سال ۵۹، تا روز ۱۶ دی همان سال، یعنی حدودا هفت ماه.

این روایت ۱۳۲ صفحه کتاب را به خود اختصاص داده است و نویسنده خود را ملتزم به روایت نظامی شهید علم الهدی می داند و با شهادت سید حسین علم الهدی و اسارت این رزمنده، به پایان می رسد.

روایت سوم، روایت کوتاهی است یک از زبان یکی ملازمان شهید علم الهدی با نام حسن در ۱۵ صفحه.

حسن یک از افرادی ساکن روستاهای اطراف هویزه می باشد که با قاچاق کالاهای مصرفی اشتغال دارد و به همین جهت همه راه های ناشناخته منتهی به مرز عراق را به طور کامل می شناسد. در فصل دوم کتاب مفصلا از حسن و چگونگی آشنایی او با شهید علم الهدی و جان فشانی هایش، سخن به میان آمده است. چیزی که در روایت سوم وجود دارد، چگونگی آشنایی او با شهید علم الهدی و جذب ایشان به تشکیلات سپاه هویزه توسط شهید علم الهدی می باشد.

از ویژگی های مثبت این کتاب روایت لحظاتی از زندگی شهید علم الهدی بدون اغلاق و پیچیدگی های ادبی می باشد.

این روایات انسان را مهمان لحظات نابی از نوجوانی و جوانی شهید علم الهدی می کند.

اما درباره اشکالات این کتاب می توان نکاتی را متذکر شد:

یک: عدم ذکر مقدمه: کتاب بدون مقدمه آغاز شده است و مطالبی که باید در مقدمه کتاب ذکر می شد در خلال روایت ها آمده است.

در صفحه ۵۰ کتاب از زبان رزمنده همراه شهید علم الهدی آمده است:

«بنا بر این آنچه من برای شما می نویسم شامل فعالیت های بعد از انقلاب حسین می شود و البته نه شامل همه آنها. نوشته من بخشی از فعالیت های حسین را در بر می گیرد که خودم شاهدش بوده ام».

و در صفحه ۸۰ می نویسد:

«از سوی دیگر شما نوشته اید که بیشتر درباره وجهه ی نظامی حسین برای تان بگویم و سعی من این است که همین کار را بکنم … شما گفته اید داستان نویس هستید و حتما اگر از ماجرای این اعزاک باشکوه مطلع بشوید … اگر مایل بودید در این زمینه اطلاعات بیشتری کسب کنید یک روز بیائید هویزه تا باهم برویمو بنشینیم پای صحبت عشایر …».

در صفحه ۱۷۹ نیز آمده است:

«آقای محترم! این نامه بیش از حد طولانی شدو با این حال من احساس می کنم که هنوز هیچ چیزی نتوانسته ام درباره حسین بگویم …».

همان طور که مشاهده می کنید جای همه این مطالب و مطالب تکمیلی در مقدمه کتاب می باشد نه در خلال بحث ها.

دو: عدم ذکر مشخصات راویان: این سه نفری که کتاب مجموع روایت های کتبی و شفاهی این هاست، برای خواننده مجهول است و خواننده باید در طول داستان با آنها آشنا شود. این ابهام، خیلی مفید به نظر نمی رسد.

سه: جایگاه روایت سوم: این روایت خیلی مفید به نظر نمی رسد. چرا که مجموعه فعالیت های راوی سوم در خلال روایت دوم ذکر شده، و فقط آشنایی اولیه در این روایت آمده است. عمده همان خدمات است و طرز آشنایی خیلی ربطی به شهید علم الهدی پیدا نمی کند.

چهار: این روایات از لحاظ نظامی خیلی خوب و ارزشمند است اما از باب کاربردی بودن و ارائه سیره شهید علم الهدی کم محتوا می باشد.

مطالعه این اثر، خواننده را با شرایط اولیه شروع جنگ و امکاناتی که رزمندگان اسلام با آن در مقابل ارتش بعث تا دندان مسلح مقاومت کردند، بهتر آشنا می سازد و لذت هم نشینی با شهدا و رزمندگان مخلص و ایثارگر  را در مقابل دیدگان آدمی متبلور می سازد.

پیوندهای مرتبط:

برش هایی از این کتاب در اینجا قابل مشاهده خواهد بود.

 

حتما بخوانید:  قرائت قرآن شهید علم الهدی در مقر ارتش شاهنشاهی
به این پست امتیاز دهید.

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر